به یاد قهرمان اسبق فوتبال جام جهانی پله هم باشیم!

به یاد قهرمان اسبق فوتبال جام جهانی پله هم باشیم!

peleh-sitetehran-com

سیاه همچون اعماق برزیل خودم

تنها ۹۰ دقیقه کاملی که از او دیدیم، در فیلم «فرار به سوی پیروزی» بود، جایی که او اسیر جنگی بود و باید برای آزادی اش می جنگید و کنار بابی مور و اسوالدو آردیلس آرژانتینی و جان وارک اسکاتلندی و کازیمیر دینا ستاره فوتبال لهستان و البته دروازه بان نابلدی که سیلستر استالونه باشد، فوتبال بازی می کرد و آلمانی ها با ناداوری، نیمه اول را جلو افتاده بودند و بین دو نیمه کار کندن تونل از بیرون ورزشگاه به رختکن تیم متفقین تمام شده بود اما آنها قبول نکردند که فرار کنند و دوباره آمدند توی زمین و پله را چند باری هم بدجور زدند اما عاقبت او بود که با یک قیچی برگردان رویایی که توی فیلم هم مثل پخش فوتبال به صورت صحنه آهسته نمایش داده شد، بازی را ۴-۴ مساوی کرد و بعد ملت ریختند توی زمین و همه چیز به هم ریخت و غوغا شد و چه و چه ها.

فیلمی که داستانش، درست شبیه زندگی خود پله بود. مردی که باید برای آزادی خود و باقی سیاه ها می جنگید و این نبرد را هم توی زمین فوتبال و به مدد خلاقیت خودش انجام می داد.

ارتش های یکنفره در تاریخ جام جهانی!

آن فیلم، تنها ۹۰ دقیقه کاملی بود که از او دیدیم. سن ما به دیدن بازی های او، به جام هایی که برده بود، به آن همه گلی که زده بود، به سفری که به تهران داشت، قد نمی داد. وقتی شروع به دیدن فوتبال کردیم که پله، کفش ها را آویزان کرده بود. به جایش برزیلی هایی را تماشا کردیم که تمامشان با پله اسطوره ای مقایسه می شدند و تمام شان چیزی از او کمتر داشتند. یا موفقیت در بالا بردن جام (دکتر سوکراتس یا روبرتو کارلوس)، یا تداوم حضور موثر (رونالدو یا به به تو)، یا بازی های زیبا و هیجان انگیز (دونگا)، یا اصلا کاراکتر و نمک ذاتی (کافو یا ریوالدو).

هیچ کس دیگر مثل او نشد. حتی با اینکه هرگز از او یک ۹۰ دقیقه کامل ندیدیم و به جایش فقط صحنه گل هایش را در مستندهای فوتبالی تماشا کردیم، باز هم می دانستیم که پله چیز دیگری بود. مردی که هرگز توپش به بالای دروازه نرفت.

پله سیاه است، یک سیاه برزیلی. این شاید اولین چیزی باشد که بشود درباره پله گفت. در برزیل هیچ وقت تبعیض نژادی به شکل نمونه های افراطی مثل آفریقای جنوبی در کار نبوده. با اینحال، سهم سیاهان در برزیل از همه چیز ناعادلانه است. درآمد متوسط سیاه ها نصف سفیدپوست هاست و از ۵۱۳ نماینده مجلس برزیل، فقط ۱۴ نفر سیاهپوست هستند.

تنها چیز عادلانه فقر است و زاغه نشینی. بسیاری از اسطوره های فوتبال برزیل، آثار فقر را تا زمان بزرگسالی هم به همراه داشتند. گارینشا و ریوالدو هر دو به خاطر سوءتغذیه در کودکی یک پایشان کوتاه تر از پای دیگر بود. با اینحال آنها برزیلی هستند. برزیلی و عاشق فوتبال.

تنها در برزیل است که یک تیم در طول یک فصل (در لیگ و جام حذفی) ۱۰۸ بازی انجام می دهد. تنها در برزیل است که ورزشگاه ۲۰۰ هزار نفری وجود دارد (استادیوم ماراکانا در ریودوژانیرو). تنها در برزیل است که وقتی تیم ملی از جام جهانی حذف می شود، جوان ها به صورت گروهی خودشان را از آپارتمان های سیمانی پایین می اندازند. تنها در برزیل است که کاپیتان تیم ملی به دلیل ازدواج با زنی سفیدپوست تا مرز اخراج از تیم ملی و جام جهانی هم می رود (دی دی در جام جهانی ۱۹۵۸ سوئد چنین مشکلی پیدا کرد).

فوتبال مال فقیرها است و فقیرها هم مال فوتبال. پله بعد از بردن اولین جام جهانی اش (۱۹۵۸) پیراهنش را از تن درآورد و سیاهی تنش را نشان دوربین ها داد و فریاد کشید: «بله ما سیاه هستیم؛ و قوی.»

پله، اولین بازیکنی بود که توانست با استفاده از فرصت جام جهانی تاریخ را عوض کند. روزی که او از فوتبال خداحافظی کرد، برای بدرقه اش محمد علی کلی آمده بود و حتما اگر مالکوم ایکس هم زنده بود، خودش را به آنجا می رساند.

فرشته سیاه فوتبال، ماموریتش را انجام داده بود و سیاه ها دیگر حداقل در مستطیل سبز، با سفیدها برابر شده بودند. این را حتی مایی هم که یک ۹۰ دقیقه کامل از او ندیدیم، می دانیم.



X بستن تبلیغات