داستان کامل و قسمت آخر سریال ترکی قشر مرفه + بیوگرافی بازیگران

داستان کامل و قسمت آخر سریال ترکی قشر مرفه + بیوگرافی بازیگران


جانسو (Hazar Ergüçlü) دختر یکی از سرشناس ترین و ثروتمندترین خانواده های بالای شهر است,او به دنبال شروع یک زندگی جدید است.کرم (Engin Öztürk) در یک خانواده فقیر بزرگ شده و تنها فرزند خانواده است.


کرم برای اینکه رویاهای دوست دوران کودکیش (Mert) را تحقق ببخشد مجبور میشود همراه دوستش به شهر دیگری سفر کند,و دقیقا این سفر نقطه شروع عشق کرم و جانسو است و در این رابطه و آشنایی اتفاقات بسیار جالبی خواهد افتاد

خلاصه داستان و قسمت آخر سریال ترکی قشر مرفه + بیوگرافی بازیگران 


داستان قسمت اول سریال ترکی قشر مرفه
کرم یه مصاحبه کاری داره و از اون آدم میپرسه دنبال چی هستی برای کار کردن اونم میگه :تجربه .شخصیت و پول کیه که دنبال پول نباشه …کرم :باور کن اشتباه میکنی و میره از اتاق بیرون و میگه :چونکه تجربیاتم اینو میگه نمیشه پولدار شد .پولدار باید به دنیا اومد .. اسم من کرم اوزکانه با پول با قدرت و تو دنیای پر فرصت بدنیا اومدم کی دوست نداره اینارو اخه؟جواب بدم؟من …کرم میره پیش پدرش و میگه امروز مرت میاد و میخواد من با ماشین خودش برم دنبالش ..پدره کرم : میخوای باهاش صحبت کنی؟کرم:بله یکیو جای خودم پیدا کردم تو شرکت و کرم تصمیم گرفته که از شرکت بیاد بیرون و برای خودش زندگی کنه و و پدره کرم میگه من که چیزی ندارم بهت بدم فقط یه مشت خاک کرم هم میگه همین برای من کافیه …جانسو دختره به خانواده بسیار مرفه و پولداره ..جانسو:اسم من جانسو کورانه کوچکترین فرد خانواده اونا دو تا دختر و یه برادر هستن با پدری مستبد خواهرا جانسو بگوم جدا شده و برگشته خونه .ثریا خانم هم مادره این خانواده هست و جان برادره جانسو هستش .مادره کرم خیلی دوست داره که کرم به شیرین پیشنهاد ازدواج بده و مادرش میپرسه دوسش داری یا نه شیرین رو ..کرم با خودش میگه دوست ندارم من هیچوقت عاشق نشدم .ثریا رابطه خوبی با جانسو نداره و اونو نحس میدونه و به جانسو میگه تو باید با پسره شاهان آشنا بشی و داره از امریکا برمیگرده و باید اماده بشی و برات وقت گرفتم برای پوستت و لباس هم اماده کردم … کرم میره دنبال مرت که برگشته استانبول و کرم میخواد بهش بگه نمیخواد بره شرکت اما مرت میگه بعدا صحبت کنیم آیشن مادره کرم و پدره کرم برای خانواده مرت کار میکنن
مرت پدر و مادرش رو از دست داده و با بدبحا سلطان مادر بزرگش زندگی میکنه و بدیحا برای اومدن مرت کلی تدارک دیده بود و میگه برات دو تا سوپرایز دارم اول کار عصر میای شرکت و جلسه داریم و دختر کوچیک کوران ها جانسو امروز باهاش ملاقات داری …مرت میاد پیش کرم که زیره درخت نشسته بوده و یاده بچگی هاشون میوفتن که بازی میکردن و مرت و کرم که میرفتن مدرسه کیفشو میداده کرم و به کرم میگه اون زمان گذشت ..کرم :جدی؟چمدوناتو کی امروز برات جابجا کرد؟ من تا امروز هرچی که تو خواستی شدم دوستت.داداشت .مانعت اما دیگه رویای خودمو دارم و اونجایی که بودن رو نشون میده میگه میخوام وام بگیرم و اینجا رو و اینجا رو بخرم مرت چشماش پره اشک میشه و ارزوی موفقیت میکنه برای کرم ..مرت از کرم میخواد که جای اون بره سره قرار با جانسو کرم میگه از کجا بشناسمش مرت :هرکی کیف گرون داشت اونه دیگه نمیدونم اسمش جانشل بود یا جانسوکرم تو پارکینگ جانسو رو میبینه اما نمیدونه که همون دختریه که مرت باهاش قرار داره و میره تو رستوران و به گارسون بابت اینکه حواسش به تلفن بوده اعتراض میکنه و جانسو اونو میبینه و خوشش نمیاد میره و یه فالگیر میاد براش فال میگیره میگه:جاتو گم کردی ماشین و خدمتکار و همه چی داری اما دلت خوش نیست و اون زندگی رو دوست نداری و یه عشق بزرگ در انتظارته و به آدم قدرتمند سره راهت قرار میگیره جایی که تو متعلق به اونجا نیستی و انقدر عاشق هم میشید که همه چی رو فراموش میکنید اونو جایی پیدا میکنی که آدماش مثل تو مهربونن اون آدم تقدیره توئه ثریا مادره جانسو تو ارایشگاه اشیل زن دومه متین شوهرش رو میبینه و عصبانی میشه اشیل هم بهش میگه هر چقدر خواستس ژل و بوتاکس بزن اما چیزایی که من به متین میدم تو نمیدی.شب به متین میگه نمیخوام اون زن رو ببینم یا منو انتخاب کن یا اونو مگرنه من طلاق میگیرم و متین بهش میگه همه چیتو از دست میدی جواهرات .ماشین آخرین مدلت همه رو یالا طلاق بگیر اگه ناراحتی .تو جلسه مادربزرگ مرت ازش میخواد فروشگاه ارگانیک رو مدیریت کنه مرت با دلخوری قبول میکنه.کرم زنگ میزنه به مرت میگه من یک ساعت منتظر موندم اما دختره نیومد اونم به مادربزرگش میگه من رفتم هتل اما دختره نیومد و و بدیحا سلطان میگه من این بی احترامی به نوه ام رو فراموش نمیکنم جانسو تراکت استخدام تو فروشگاه ارگانیک رو میبینه و میره برای کار استخدام میشه این همون فروشگاه مرت بوده.مسئول فروشگاه میاد به کارمندا میگه از وزارت بهداشت میخوان بیان بازرسی باید حواسمون باشه این همون فروشگاهی هستش که بدیحا خانم از مرت خواست از اونجا کارش رو شروع کنه و کرم هم میگه کمکت میکنم کرم میاد فروشگاه و کارا رو همه رو درست میکنه و بازرسین بهداشت هم میرن جانسو و کرم همدیگه رو توی فروشگاه میبینن و با هم آشنا میشن بدیحا خانم ثریا رو میبینه و بهش میگه جانسو سره قرار نرفته که مرت رو ببینه.ایشیل به متین برخورده ثریا رو میگه و متین بهش میگه از اول باهات در اینمورد صحبت کرده بودم و اعتراض ندارین ایشیل به جان پیشنهاد میده که باهم غذا بخورن اما جان قبول نمبکنه و ایشیل با خودش میگه به این راحتی ها نمیتونید منو از سرتون باز کنید خانواده کوران.ثریا جانسو رو خیلی نحس میدونسته و حتی جان ازثریا میخواد جانسو بره شرکت کار کنه ولی ثریامیگه نه…

قسمت آخر سریال قشر مرفه

سریال قشر مرفه

داستان کامل و قسمت آخر سریال ترکی قشر مرفه + بیوگرافی بازیگران

امتیاز 3.58 ( 19 رای )



X بستن تبلیغات